سفارش تبلیغ
صبا
 
پنج شنبه 92 دی 19 , ساعت 6:21 عصر

 

 

تبیان زنجان 

شهادت، عشق است

فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی ‏شکیبی انتظار، بهانه سازید . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

امروز عسگری به جهان دیده بسته است / قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است

آن حجت خدای، ز بیداد معتمد / پیوند زندگانی اش از هم گسسته است

.: شهادت یازدهمین امام شیعیان و نشستن گرد یتیمی

بر چهره ی مولایمان صاحب الزمان، تسلیت باد . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند / دیده را یاد امام عسگری دریا کند

ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود / خون دل جاری به رخ در مرگ آم مولا کند

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

نه همین جای تو در سامره تنها باشد / که به دلهای محبان تو جای تو بود

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

داغ امام عسگری دلـهـا شکستـه / در ماتم بابای خود مهدی نشسته

گرد مصیبت چهره ی عالم گرفته / زهرا ز داغ لاله اش ماتم گرفته . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

یا امام حسن عسگری

دیده گریان نشود روز جزا در محشر / هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

شیعیان بر سر زنید، شد عزای دیگری / کشته ی زهر جفا شد امام عسگری

از جفای معتمد، پر زخون دل ها شده / در عزای عسگری، سامره غوغا شده

خدایا به حق یازدهمین امام مظلوم شیعیان فرج فرزند غائب غریبش را نزدیک بگردان

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

از زهر کینه کشتند امام عسگری را / از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را . . .

زهرا زند به سینه، دنبال آن جنازه / بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

امشب که زمین و آسمان می گرید / از ماتم عسگری جهان می گرید

جا دارد اگر شیعه خون گریه کند / چون مهدی صاحب الزمان می گرید

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد. . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

امام حسن عسگری (ع) :

کسى که “پارسایى” خوى او، و “بخشندگى” طبیعت او

و “بردبارى” خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند. . .

شهادتش تسلیت، التماس دعا

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

هشدار که ماتم عظیم است امروز / دلها همه با غصه ندیم است امروز

بر صاحب عصر تسلیت باید داد / کان درّ گرانمایه یتیم است امروز . . .

التماس دعا

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

امشب که زمین و آسمان می گرید

از ماتم عسگری جهان می گرید

جا دارد اگر شیعه خون گریه کند

چون مهدی صاحب الزمان می گرید

سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦پیامک شهادت امام حسن عسگری♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری

امام حسن عسگری (ع)

کسى که پارسایى خوى او و بخشندگى طبیعت او

و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند

منبع:smsja.ir

 


گردآوری:گروه سرگرمی سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/entert.html 

پی نوشت :

اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/اس ام اس شهادت/پیامک تسلیت/smsشهادت امام عسگری/

    

پنج شنبه 92 دی 19 , ساعت 6:13 عصر


نام: حسن

کنیه: ابو محمد

لقبها:

ابن الرضا علیه السلام ، عسکری، صامت، هادی، رفیق، زکی، تقی و خالص .

 پدر بزرگوارش امام هادی(علیه السلام) که هنگام تولد ایشان، شانزده سال و چند ماه داشت.

مادرش کنیزی صالحه و دانشمند به نام سوسن یا حدیثه یا سلیل بود.

اولاد آن حضرت‏امام عسکری (ع) تنها یک فرزند داشت که هم نام و هم کنیه رسول خدا (ص) است. او همان حجت منتظر است.

تولد:

 تولدشان به اختلاف روایات در ماه ربیع الاول یا ربیع الآخر سال 231 یا 232 ه.ق. و بنا به اکثر روایات در مدینه اتفاق افتاده است. (عده ای ولادت ایشان را در سامرا دانسته‏اند ولی صحیح نیست.)

امامت:

 22 یا 23 سال داشت که به امامت رسید (254 ه.ق.)

شهادت:

در هشتم ربیع الاول سال 260 ه.ق. در حدود 28 یا 29 سالگی به شهادت رسید

محل دفن:

در خانه خود و جوار قبر پدر خویش در سامرا به خاک سپرده شد.

مدت کوتاه حیات امام به سه دوره تقسیم می‏گردد:

تا چهار سال و چند ماهگی(و به قولی تا 13 سالگی)از عمر شریفشان در مدینه بودند،

تا 23 سالگی به همراه پدر بزرگوارشان در سامرا می‏زیستند و پس از شهادت پدر نیز تا 29 سالگی (یعنی شش سال و اندی پس از پدر) در سامرا،  ولایت بر امور و پیشوایی شیعیان را بر عهده داشته است.

 با آنکه بسیار جوان بود بزرگان قریش و علمای زمان را تحت تأثیر خود قرار می‏داد. دوست و دشمن به برتری او در علم و حلم و جود و زهد و تقوی و سایر مکارم اخلاق اذعان داشتند.

لازم به ذکر است که امام هادی(علیه السلام)پسر دیگری به نام ابو جعفر محمد داشت که بین مردم مشهور بود که ایشان به امامت خواهند رسید وی نیز جوانی با ورع و پارسا،  دارای جلالت قدر و مورد احترام اصحاب پدر بود. اما این پسر در زمان حیات امام از دنیا رفت و بعضی از شیعیان از این بابت نگران شدند.

ابو هاشم داود بن قاسم جعفری گوید من در این اندیشه بودم که امام هادی فرمود خداوند ابو محمد را امام قرار داد همچنانکه درباره اسماعیل فرزند امام صادق(علیه السلام ) و امام کاظم(علیه السلام)چنین شد.

مزار محمد بن علی در یک فرسخی سامرا زیارتگاه مسلمین است (معروف به امامزاده سید محمد در نزدیکی شهر بلد) و پس از مرگ نیز کرامات و خوارق عاداتی به او نسبت می‏دهند. اعراب برای او معجزاتی قائل هستند و سوگند دروغ به او یاد نمی‏کنند.

 امام دهم برادری داشتند به نام جعفر که نزد شیعیان به لقب کذاب معروف شد  و او بعد از شهادت امام هادی علیه السلام مدعی امامت شد و شروع به کارشکنی و توطئه‏گری و فتنه‏انگیزی بسیار نمود.

بعد از رحلت حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) هم مجدداً ادعای امامت کرد و منکر وجود امام غایب(عج)شد.

ابو الادیان می گوید: من خادم امام عسکری(ع) بودم و نامه های ایشان را به شهرهای دیگر می‏بردم و جواب می‏آوردم. هنگام شهادت ایشان هم نزدشان رفتم نامه‏هایی را که نوشته بود به من داد و فرمود به مداین ببرم. من رفتم و بعد از پانزده روز برگشتم اما دیدم بانگ زاری و شیون از خانه امام بلند است و جعفر بن علی(جعفرکذاب) بر در خانه ایستاده به عزاداران خوش آمد می گوید. با خود گفتم اگر این مرد امام شده باشد کار امامت دگرگون خواهد شد. در این اثنا خادمی آمد و به جعفر گفت کار تکفین تمام شد بیا بر جنازه برادرت نماز بگزار. جعفر و همه حاضران به داخل خانه رفتند. من هم رفتم و امام را کفن شده دیدم. جعفر جلو رفت تا در نماز امامت کند اما وقتی خواست تکبیر بگوید ناگهان کودکی با چهره‏ای گندمگون و مویی کوتاه و مجعد و دندانهایی که بینشان گشادگی بود پیش آمد و ردای جعفر را کشیده گفت: ای عمو عقب برو! من برای نماز بر پدرم از تو شایسته‏ترم.

جعفر در حالیکه رنگش از خشم تیره شد عقب رفت و آن کودک بر جنازه امام نماز گزارد. او مهدی موعود امام دوازدهم(عج)بود.

تألیفات

 از تألیفات امام عسکری(ع)تفسیر قرآن(تهران 1268 و 1315 ه.ق.)که منسوب به امام است از همه معروفتر است. عده‏ای از بزرگان علمای شیعه این تفسیر را تأیید نموده و آن را از تفسیرهای منسوب به امام صادق(ع) و امام هادی(ع) مستندتر دانسته‏اند.

 دیگر از آثار امام(ع)نامه‏ای است که به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری نوشته‏اند.

دیگر مجموعه حکم و مواعظ و کلمات قصار امام است که در کتب تاریخ و حدیث ثبت است.

اثر دیگر منسوب به امام رسالة المنقبه در مسائل حلال و حرام است که ابن شهر آشوب در کتاب مناقب از آن سخن گفته است.

در همین کتاب به نقل از خیبری در مکاتبات الرجال قطعه‏ای از احکام دین منسوب به امام هادی و امام عسکری(ع)منقول است.

به علاوه احادیث و ادعیه بسیار از آن حضرت روایت شده است.

مناقب و فضایل و معجزات آن حضرت‏

احمد بن عبید الله بن خاقان، چنان که خواهد آمد، درباره امام حسن عسکری (ع) گفته است:

در سر من رای، هیچ یک از علویان را ندیدم و نشناختم که بمانند حسن بن علی بن محمد بن رضا (ع) باشد. و در آرامش و وقار و پارسایی و نجابت و بزرگواری در نزد خاندانش و سلطان و تمام بنی هاشم نام کسی را بهتر از او نشنیدم. آنان وی را بر سالخوردگان خود مقدم می‏داشتند و نیز همواره بر امیران و وزیران و نویسندگان مردم عامی و معمولی مقدم داشته می‏شد. از هیچ یک از بنی هاشم و نیز امیران و نویسندگان و قاضیان و فقیهان و سایر مردمان درباره وی نپرسیدم جز آن که پی بردم آن حضرت در نزد مردم در غایت تجلیل و تعظیم و در جایگاهی والا قرار دارد و همه درباره او به نیکی یاد می‏کنند و او را بر اهل بیت و مشایخش مقدم می‏دارند. هیچ کس از دوستان و دشمنان آن حضرت را ندیدم جز آن که به نیکویی درباره آن حضرت سخن می‏گفتند و او را می‏ستودند.

همچنین پدر احمد بن عبید الله در این باره گوید: اگر خلافت از خاندان بنی عباس بیرون شود هیچ کس از بنی هاشم را سزاوار خلافت نیست مگر حسن عسکری (ع). زیرا او با فضل و دانش و پارسایی و خویشتن‏داری و زهد و عبادت و اخلاق پسندیده و نیکوییهایش استحقاق تصدی مقام خلافت را داراست.

کرم و سخاوتمندی:

علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر به پسرش محمد گفت: با ما همراه شو تا به سوی این مرد یعنی ابو محمد (ع) روانه شویم. که از بخشندگی و سخاوت آن حضرت بسیار یاد می‏شود. امام عسکری (ع) هم به آن دو هشتصد درهم بخشید.

شیخ طوسی در الغیبة به سند خود از ابو هاشم جعفری در ضمن حدیثی نقل کرده است که گفت: تنگدست شده بودم و می‏خواستم چند دینار از ابو محمد (ع) طلب کنم اما شرم داشتم. چون به خانه‏ام رسیدم صد دینار برایم فرستاده شد و این پیغام نیز همراه آن نوشته شده بود که اگر حاجتی داشتی شرم مکن و بیم نداشته باش و طلب کن که آنچه دوست داری خواهی دید ان شاء الله.

همچنین در کتاب الغیبة از محمد بن علی از فرزندان عباس بن عبد المطلب روایت شده است که گفت: برای دیدن ابو محمد (ع) بر سر راه نشسته بودم. چون آن حضرت بر من گذشت حاجت خود را به او گفتم و برایش سوگند یاد کردم که حتی یک درهم نیز ندارم و چاشتی و شامی هم ندارم. امام (ع) فرمود: به دروغ بر خداوند سوگند می‏خوری اما این سخن من باعث نمی‏شود که به تو چیزی نبخشم. ای غلام آنچه با توست به وی ببخش.

سپس غلامش به من یک صد دینار بخشید.

حمیری نیز در الدلائل از ابو یوسف شاعر متوکل نقل کرده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. پس کاغذی به عده‏ای نوشتم و از آنان یاری خواستم. اما از آنان نا امید شدم و به خود گفتم: یک بار به دور خانه می‏گردم و آنگاه به سوی در آن می‏روم.

در این هنگام ابو حمزه در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت که در آن چهار صد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم به تو فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نو رسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برای تو برکت قرار دهد.

شیخ طوسی در کتاب الغیبة به سند خود از ابو جعفر عمری نقل کرده است که:

ابو طاهر بن بلبل حج گزارد. پس به علی بن جعفر حمانی، که انفاقهای بسیار می‏کرد، نگریست. چون از حج بازگشت این مطلب را به ابو محمد (ع) گزارش داد. امام نیز در همان نامه پاسخ داد: ما به او دستور یک صد هزار دینار داده بودیم سپس به مثل همان دستور دادیم اما وی نپذیرفت ...

شکوه و عظمت در دل مردم: کلینی در کافی به سند خود از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل کرده است که گفت: هنگامی که ابو محمد (ع) در زندان بود، عباسیون و صالح بن علی و دیگرانی که از ناحیه اهل بیت منحرف بودند نزد صالح رفتند و به او گفتند: بر امام سخت‏گیر و او را راحت مگذار. صالح گفت: چه کنم؟ دو نفر از نانجیب‏ترین مردانی را که می‏توانستم پیدا کنم، بر او گماشتم. آن دو نفر از نظر عبادت و نماز و روزه خیلی کوشا شدند. سپس آنان را احضار کرده پرسیدم: در آن مرد چه دیدید؟

گفتند: چه می‏توانیم گفت درباره مردی که روز را روزه می‏گیرد و شب را تماما زنده می‏دارد و نه سخن می‏گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می‏شود و چون به او می‏نگریم زانوانمان به لرزه می‏افتد و حالی به ما دست می‏دهد که نمی‏توانیم خود را نگه داریم. چون عباسیون این سخن را شنیدند، ناامید و سرافکنده بازگشتند.

دانستن رازهای درونی

ابو هاشم می‏گوید: روزی امام حسن عسکری- علیه السّلام- سوار شد و به سوی صحرا رفت. من نیز با او سوار شدم. او جلو می‏رفت و من نیز پشت سر بودم. ناگهان قرضهایم به ذهنم رسید و در باره آن به فکر افتادم که وقتش رسیده اکنون چگونه باید آن را بپردازم.

آنگاه امام- علیه السّلام- متوجه من شد و فرمود: ای ابو هاشم! خدا قرضت را ادا می‏کند. سپس از زین اسب به طرفی خم شد و با تازیانه‏اش خطّی در زمین کشید و فرمود: پیاده شو بردار و کتمان کن.

پس پیاده شدم، دیدم شمش طلاست. برداشتم و در کفشم گذاشتم و به راه افتادیم. دوباره به فکر رفتم که آیا با این، تمام قرضم را می‏توانم بپردازم و اگر به اندازه قرضم نشد، باید به طلبکار بگویم تا به همین مقدار راضی شود. و بعد در فکر خرج و پوشاک و غذای زمستان افتادم که چگونه آن را تهیه نمایم. باز هم امام- علیه السّلام- متوجه من شد. و دوباره به طرف زمین توجه نمود و مانند دفعه اوّل، خطی در آن کشید و فرمود: پیاده شو و بردار و به کسی نگو.

راوی می‏گوید: پیاده شدم و دیدم شمش نقره‏ای است آن را برداشتم و در کفش دیگرم گذاشتم. کمی راه رفتن را ادامه دادیم سپس برگشتیم. و امام- علیه السّلام- به منزل خود رفت و من هم به خانه خودم آمدم. نشستم و قرضهای خود را حساب کردم و بعد طلا را وزن نمودم که به اندازه همان قرضم بود، نه کم و نه زیاد.

سپس ما یحتاج زمستان را حساب کردم که چه چیزهایی را باید تهیه کنم که نه اسراف باشد و نه سختی. نقره هم به همان اندازه بود. رفتم و قرضم را پرداختم و آنچه نیاز داشتم خریدم، نه کم آمد نه زیاد «1».

______________________________
(1) بحار: 50/ 259، حدیث 20.

مسلمان شدن راهب مسیحی‏

شخص مسیحی به نام «مرعبدا» که بیشتر از صد سال داشت، می‏گوید:

شاگرد بختیشوع پزشک متوکل بودم. و استادم خیلی به من عنایت داشت. امام حسن عسکری- علیه السّلام- از او خواسته بود که یکی از بهترین شاگردانش را برای «فصد» «1» نزد او بفرستد. و او مرا انتخاب کرد و گفت: ابن الرضا «2» از من خواسته است تا کسی را برای فصد، نزد او فرستم. نزدش برو و بدان که او داناترین شخص در زیر آسمان است. مبادا در آنچه به تو دستور می‏دهد، اعتراض کنی و ایراد بگیری.

پس به خانه او رفتم و مرا در اطاقی نشاند و فرمود: اینجا باش تا احضارت کنم.

و وقتی که من نزد امام آمده بودم، به نظرم بهترین زمان فصد بود. اما امام وقتی مرا برای فصد فراخواند که به عقیده من، برای فصد مناسب نبود. طشت بزرگی را آورد و من هم رگ اکحل بازویش را بریدم و خون جاری گشت تا اینکه طشت پر شد.

آنگاه به من فرمود: خون را قطع کن. خون را قطع کردم. امام دستش را شست و جای فصد را بست و مرا به اطاقم برگرداند. مقدار زیادی از غذاهای سرد و گرم میل نمود. و نیز من تا عصر در آنجا ماندم.

باز صدایم کرد و فرمود: خون را جاری ساز. و همان طشت را خواست. من نیز خون را جاری ساختم تا اینکه طشت پر شد.

فرمود: خون را قطع کن. قطع کردم و جایش را بست. و مرا به اطاق بازگرداند.

و شب را در آنجا ماندم.

هنگامی که صبح شد و آفتاب طلوع کرد، همان طشت را آورد و به من دستور داد تا خون را جاری سازم. من هم دستورش را اجرا کردم. این بار به جای خون، از

______________________________
(1) «فصد» یعنی رگ زدن و خون گرفتن که در طب قدیم معمول بود (مترجم).

(2) به امامان بعد از امام رضا- علیه السّلام- «ابن الرضا» هم می‏گفتند (مترجم).

دستش شیر دوشیده شده خارج شد و طشت پر گشت. سپس فرمود: قطع کن. قطع کردم و دستش را بست. و برای من یک جا لباسی و پنجاه دینار آورد و فرمود: بگیر و ما را ببخش و برو. من هم گرفتم و گفتم: سرورم! دیگر امری ندارند؟

فرمود: چرا، با کسی که از دیر عاقول، همراه تو می‏شود با او خوب رفتار کن.

پس نزد بختیشوع رفتم و قضیه را برای او نقل نمودم.

بختیشوع گفت: دانشمندان اتّفاق دارند که در بدن انسان، بیشتر از هفت من‏ «1» خون وجود ندارد. و این طور که تو حکایت کردی، از چشمه هم خارج شود، جای تعجب است. شگفت‏تر از آن خارج شدن شیر می‏باشد.

بختیشوع، مدتی فکر کرد و من هم سه شبانه روز کتاب‏ها را مطالعه می‏کردم تا شاید مطلبی در مورد این قضیه پیدا کنم ولی چیزی نیافتم. سپس بختیشوع به من گفت: در عالم مسیحیت، داناتر از راهب دیر عاقول، کسی در طب باقی نمانده است. نامه‏ای برای او نوشت و جریان را برای او شرح داد. و آن نامه را توسط من به سوی او روانه ساخت. من هم رفتم تا به دیر او رسیدم. وی را صدا زدم از پنجره نگاه کرد و گفت: چه کسی هستی؟

گفتم: شاگرد بختیشوع.

گفت: چیزی با خودت آورده‏ای؟

گفتم: آری، زنبیلی را با طناب آویزان کرد و نامه را در آن گذاشتم سپس بالا کشید. و همین که نامه را خواند پایین آمد و گفت: تو آن مرد را فصد کردی؟

گفتم: آری.

گفت: خوشا به حال مادرت! و سوار مرکبش شد و با هم آمدیم. هنگامی که به سامرّا رسیدیم، هنوز یک سوم از شب مانده بود. گفتم: دوست داری به کجا بروی، خانه استاد ما یا خانه آن مرد؟

گفت: خانه آن مرد.

(1) هر من دو رطل، و هر رطل 70 مثقال است.

رفتیم تا به در خانه رسیدیم. قبل از اذان صبح بود. در باز شد و خادم سیاهی بیرون آمد و گفت: از شما دو نفر کدامیک راهب دیر عاقول می‏باشد؟

او گفت: قربانت گردم! من هستم.

خادم گفت: پس پیاده شو. و به من هم گفت: از اشترها مواظبت کن. و دست راهب را گرفت و وارد خانه شدند. من دم درب ماندم تا اینکه صبح شد و آفتاب بالا آمد.

آنگاه دیدم که راهب بیرون آمد اما در حالی که لباس راهبان را در آورده و لباس سفید (لباس مسلمانان) پوشیده و مسلمان شده است. به من گفت: اکنون مرا نزد استادت ببر. رفتیم تا به خانه بختیشوع رسیدیم. وقتی که راهب را با آن وضع دید، به طرف او دوید و گفت: چه چیز تو را از دینت خارج ساخته است؟

راهب گفت: مسیح را یافتم و به دست او مسلمان شدم.

استادم گفت: مسیح را یافتی!؟

راهب گفت: یا مثل و مانند مسیح را؛ چون در عالم این نوع فصد را کسی جز مسیح- علیه السّلام- انجام نمی‏دهد. و او در نشانه‏ها و براهین مانند مسیح است.

سپس برگشت و پیوسته در خدمت امام- علیه السّلام- بود تا اینکه از دنیا رفت‏

سخنان کوتاه و اندرزهای آن حضرت به نقل از تحف العقول‏

جدال مکن که حرمتت برود و شوخی مکن تا بر تو دلیر شوند.

 هر که به پایین نشستن در مجلس خرسند باشد تا از جا برخیزد خدا و فرشتگان بر او درود فرستند.

شرک در مردم پنهان‏تر است از حرکت مورچه بر روپوش سیاه در شبی بسیار تاریک.

دوستی نیکان به نیکان ثواب است برای نیکان. و دوستی بدان با نیکان برای نیکان موجب فضیلت است و دشمنی بدان با نیکان زینت نیکان است و دشمنی خوبان با بدان خواری و رسوایی برای بدان است.

سلام بر هر که بر تو گذر کند و نشستن در جایی جز صدر مجلس از تواضع است.

خنده بی‏جا از نادانی است.

از بلاهای کمرشکن همسایه‏ای است که اگر کردار خوبی بیند نهانش سازد و اگر بدکرداری بیند آن را فاش کند.

 

پژوهش و جمع آوری: حمید رضا رحمانی

 

منابع‏

 بحار الانوار، ج 50

 اعیان الشیعة، ج 2

 تاریخ طبری‏

 تاریخ کامل، ابن اثیر

 الذریعة، 4/285، 293

 وفیات الاعیان، 1/372

 نور الابصار، مؤمن شبلنجی‏

 نزهة الجلیس و منیة الانیس، 2/120

مطالب السوول

مناقب ابن شهرآشوب

سیره ی معصومان ج 6

جلوه‏های اعجاز معصومین علیهم السلام

تحف العقول


پنج شنبه 92 دی 12 , ساعت 6:45 عصر


پنج شنبه 92 دی 12 , ساعت 3:29 عصر

 

صفر ربیع‌الاول ربیع‌الثانی
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30  
سال 1434 قمری

ربیع‌الاوّل (به عربی: ربیعُ الأوّل) سومین ماه از ماههای قمری است.

ربیع به معنی بهار از ماده رَبع است. علت اینکه به این ماه ربیع گفته می‌شود این است که در فصل بهار گیاهان تر و تازه‌اند و نامگذاری این ماه در فصل بهار رخ داده‌است.

رویدادها

  • 1 - 1 - هجرت محمد

زادروزها

  • 6 - 640 - جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی

درگذشت‌ها

  • 8 - 260 ? حسن بن علی عسکری، یازدهمین امام شیعیان

روزشمار ربیع الاول

  • اول ربیعُ الاول:

-هجرت محمد - نخستین سال هجرت -لیلة المبیت و نزول آیه (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد) در شأن علی بن ابیطالب- سال اوّل هجری قمری.

-آغاز قیام توابین در کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی 65 قمری.

- کشته‌شدن حسن عسکری به روایت شیخ طوسی و کفعمی 260 قمری.

-سریه عبیدة بن حارث - سال دوّم هجری قمری

-نامه معاویه به علی بن ابی طالب- سال 36 هجری قمری

-کشته شدن مسوّر بن مخرمه در خانه خدا - سال 64 هجری قمری

-ماموریت موفق عباسی برای نبرد با صاحب الزّنج - سال 258 هجری قمری

  • دوم ربیع الاول:

-درگذشت سید محمد باقر شفتی 1260 هجری قمری.

  • سوم ربیع الاول:

-درگذشت محمد بن احمد بن موسی مبرقع در قم - سال315 هجری قمری

-یورش حصین بن نمیر به مکه به دستور یزید و آتش زدن کعبه 64 قمری.

-مرگ آقا محمد کبیر مدفون در قبرستان شیخان قم 1288 قمری.

  • چهارم ربیع الاول:

-درگذشت محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانی صاحب اثر «الحدائق الناضره» 1186 قمری.

-خروج محمد از غار ثور به سمت مدینه سال اول قمری.

  • پنجم ربیع الاول:

-درگذشت سکینه دختر حسین بن علی - سال 117 هجری قمری

-زیارت قبر محمد توسط فاطمه.

-مرگ حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی 1370 قمری.

  • ششم ربیع الاول:

-زادروز جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی 640 قمری.

  • هفتم ربیع الاول:

-کشته‌شدنمحسن فرزند علی 11 قمری.

  • هشتم ربیع الاول:

-شهادت حسن بن علی العسکری - به هنگام صبح بعد از نماز و قبل از طلوع آفتاب[1] - سال 260 هجری قمری.

-آغاز امامت مهدی 260 قمری.

-مرگ شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی پدر شیخ بهایی 984 قمری.

  • نهم ربیع الاول:

-کشته شدن عمر بن خطاب به دست فیروز ابو لؤلؤ[1].

-مرگ هشام بن عبدالملک - سال 125هجری قمری.

-آغاز بنای مسجد گوهرشاد به فرمان گوهرشاد بیگم (همسر سلطان شاهرخ میرزا و جانشین امیر تیمور گورکانی) 812 قمری.

-کشته شدن عمر ابن سعد به دست لشکریانمختار ثقفی

  • دهم ربیع الاول:

-مرگ عبدالمطّلب، نیای محمد سال هشتم عام الفیل

-ازدواج محمد با خدیجه- سال 25 عام الفیل.

-درگذشت مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی 179 قمری.

  • یازدهم ربیع الاول:

-مرگ سید حسن صدر 1354 قمری.

  • دوازدهم ربیع الاول:

-زادروز محمد به روایت اهل سنت

-آغاز هفته وحدت.

-ورود محمد به مدینه سال اول هجری.

-زادروز سید علی مولف ریاض المسائل 1161 قمری.

-قیام مختار ثقفی در کوفه - سال 66 هجری قمری

-درگذشت احمدبن حنبل پیشوای حنبلیان - سال 241 هجری قمری

  • سیزدهم ربیع الاول:

-مرگ آیت الله بهاءالدینی 1418 قمری.

  • چهاردهم ربیع الاول:

-مرگ هادی عباسی.

-مرگ یزیدبن معاویه 64 قمری.

-مرگ حسین طباطبایی قمی رهبر قیام علیه کشف حجاب رضاخانی در مشهد 1366 قمری.

-خلافت هارون الرّشید - سال 170 هجری قمری.

-مرگ آیت الله کوهستانی مازندرانی 1391 قمری.

  • پانزدهم ربیع الاول:

-سریه حمزة بن عبدالمطلب علیه السلام- سال دوّم هجری

-مرگ یزید بن معاویه - سال 64 هجری قمری

-خلافت معاویه دوّم اموی - سال 64 هجری قمری

-مرگ ابو محمد سلیمان بن مهران کوفی مشهور به أعمش کوفی - سال 148 هجری قمری

-مرگ احمد بن مقتدر، معروف به الرّاضی باللّه (بیستمین خلیفه عباسی) سال 329 قمری

  • شانزدهم ربیع الاول:

-مرگ سید حسین قمی 1366 قمری.

-مرگ فاضل تونی بشروی مولف وافیه 1071 قمری.

-مرگ حاج میرزا احمد مدرس یزدی 1391 قمری.

-مرگ سید روح‌الله خاتمی نماینده روح‌الله خمینی و امام جمعه یزد 1409 قمری.

  • هفدهم ربیع الاول:

-زادروز محمد اوّل عام الفیل

-زادروز جعفر صادق سال 83 هجری قمری

  • هجدهم ربیع الاول:

-مرگ میرزا تقی‌خان فراهانی مشهور به امیر کبیر - صادر کننده فرمان قتل سیدعلی محمد باب و موسس مدرسه دارُالفُنون 1268 قمری.

-مرگ سید محمد طباطبایی عاملی صاحب مدارک الاحکام 1009 قمری.

  • نوزدهم ربیع الاول:

-مرگ ذبیح الله محلاتی صاحب ریاحین الشریعه

  • بیستم ربیع الاول:

-حکومت ولید بن یزید اموی - سال 125 قمری

-خلافت متّقی عباسی - سال 329 هجری قمری.

  • بیست و یکم ربیع الاول:

-مرگ ملامحمدباقر واعظ تهرانی صاحب خصائص فاطمیه 1313 قمری.

  • بیست و دوم ربیع الاول:

-غزوه بنی نضیر - سال چهارم هجری‌قمری

-بیرون راندن یهودیان از مدینه و بخشیدن فدک به فاطمه توسط محمد[نیازمند منبع]

  • بیست و سوم ربیع الاول:

-ورود فاطمه به شهر قم 210 قمری.

-مرگ میرزا جواد آقا تهرانی 1410 قمری.

  • بیست و چهارم ربیع الاول:

-مرگ هنرمند خوشنویس علی بن هلال بغدادی مشهور به ابن بواب کاتب نفیس ترین قرآن موجود در کتابخانه چستربیتی ایرلند 413 قمری.

  • بیست و پنجم ربیع الاول:

-غزوه دومة الجندل - سال پنجم هجری قمری

-صلح حسن مجتبی- سال 41 هجری قمری

-مرگ سید مرتضی علم الهدی 436 قمری.

-کشته‌شدن سعیدبن جبیر به دست حجاج

  • بیست و ششم ربیع الاول:

-صلح حسن با معاویه 41 قمری.

  • بیست و هفتم ربیع الاول:

-مرگ سید محسن حکیم 1390 قمری.

  • بیست و هشتم ربیع الاول:

-انقراض سلسله ساسانی 31 قمری.

  • بیست و نهم ربیع الاول:

-حرکت علی برای جنگ جمل 36 هجری.

-تاسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره 1366 قمری.

-مرگ حاج حسین شاهرودی 1410 قمری.


پنج شنبه 92 دی 12 , ساعت 3:25 عصر

اول ربیع الاول :
-هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم - نخستین سال هجرت
-لیلة المبیت و نزول آیه (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد) در شأن امام على بن ابیطالب علیه السلام- سال اوّل هجرى قمرى.
-آغاز قیام توابین در کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی 65 قمری.
- شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به روایت شیخ طوسی و کفعمی 260 قمری.
-سریه عبیدة بن حارث - سال دوّم هجرى قمرى
-نامه معاویه به امام على بن ابى طالب علیه السلام- سال 36 هجرى قمرى
-کشته شدن مسوّر بن مخرمه در خانه خدا - سال 64 هجرى قمرى
-ماموریت موفق عباسى براى نبرد با صاحب الزّنج - سال 258 هجرى قمرى

دوم ربیع الاول:
-وفات عالم جلیل القدر سید محمد باقر شفتی 1260 هجری قمری.

سوم ربیع الاول:
-وفات محمد بن احمد بن موسى مبرقع در قم - سال315 هجرى قمرى
-یورش حصین بن نمیر به مکه به دستور یزید و آتش زدن کعبه 64 قمری.
-رحلت آیت الله آقا محمد کبیر مدفون در قبرستان شیخان قم 1288 قمری .

چهارم ربیع الاول:
-وفات محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانی صاحب اثر گرانسنگ الحدائق الناضره 1186 قمری.
-خروج حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از غار ثور به سمت مدینه سال اول قمری.

پنجم ربیع الاول:
-وفات حضرت سکینه بنت الحسین علیه السلام - سال 117 هجرى قمرى
-زیارت قبر مطهر پیامبر اعظم توسط حضرت فاطمه سلام الله علیها.
-وفات حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی 1370 قمری.

ششم ربیع الاول:
-ولادت جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی 640 قمری.

هفتم ربیع الاول:
-شهادت مظلومانه حضرت محسن فرزند امیرالمومنین علی علیهما السلام 11 قمری.

هشتم ربیع الاول:
-شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام - سال 260 هجرى قمرى.
-وفات عالم جلیل القدر شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی پدر شیخ بهایی 984 قمری.

نهم ربیع الاول:
-آغاز امامت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه 260 قمری.
-هلاکت هشام بن عبدالملک - سال 125هجرى قمرى.
-آغاز بنای مسجد گوهرشاد به فرمان گوهرشاد بیگم (همسر سلطان شاهرخ میرزا و جانشین امیر تیمور گورکانی) 812 قمری.

دهم ربیع الاول:
-رحلت عبدالمطّلب، جدّ بزرگوار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم - سال هشتم عام الفیل
-ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با خدیجه کبرى سلام الله علیها- سال 25 عام الفیل.
-درگذشت مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی 179 قمری.

یازدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله سید حسن صدر 1354 قمری.

دوازدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به روایت اهل سنت
-آغاز هفته وحدت .
-ورود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه سال اول هجری.
-ولادت عالم جلیل سید علی مولف ریاض المسائل 1161 قمری.
-قیام مختار در کوفه - سال 66 هجرى قمرى
-درگذشت احمدبن حنبل پیشواى حنبلیان - سال 241 هجرى قمرى

سیزدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله بهاءالدینی 1418 قمری.

چهاردهم ربیع الاول:
-هلاکت هادى عباسى.
-هلاکت یزیدبن معاویه 64 قمری.
-رحلت حاج آقا حسین طباطبایی قمی رهبر قیام علیه کشف حجاب رضاخانی در مشهد 1366 قمری.
-خلافت هارون الرّشید - سال 170 هجرى قمرى.
-وفات آیت الله کوهستانی مازندرانی 1391 قمری.

پانزدهم ربیع الاول:
-سریه حمزة بن عبدالمطلب علیهما السلام- سال دوّم هجرى
-هلاکت یزید بن معاویه - سال 64 هجرى قمرى
-خلافت معاویه دوّم اموى - سال 64 هجرى قمرى
-وفات ابو محمد سلیمان بن مهران کوفی مشهور به أعمش کوفى - سال 148 هجرى قمرى
-وفات احمد بن مقتدر ، معروف به الرّاضى باللّه ( بیستمین خلیفه عباسى) سال 329 قمرى

شانزدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله سید حسین قمی 1366 قمری .
-وفات آیت الله فاضل تونی بشروی مولف وافیه 1071 قمری.
-وفات آیت الله حاج میرزا احمد مدرس یزدی 1391 قمری.
-وفات آیت الله سید روح الله خاتمی نماینده امام و امام جمعه یزد 1409 قمری.

هفدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم - اوّل عام الفیل
-زادروز فرخنده امام جعفر صادق علیه السلام - سال 83 هجرى قمرى

هجدهم ربیع الاول:
-وفات میرزا تقی‌خان فراهانی مشهور به امیر کبیر ابرمرد تاریخ ایران - صادر کننده فرمان قتل سیدعلی محمد باب و موسس مدرسه دارُالفُنون 1268 قمری .
-وفات آیت الله سید محمد طباطبایی عاملی صاحب مدارک الاحکام 1009 قمری.

نوزدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله ذبیح الله محلاتی صاحب ریاحین الشریعه

بیستم ربیع الاول:
-حکومت ولید بن یزید اموى - سال 125 قمرى
-خلافت متّقى عباسى - سال 329 هجرى قمرى.

بیست و یکم ربیع الاول:
-وفات آیت الله ملامحمدباقر واعظ تهرانی صاحب خصائص فاطمیه 1313 قمری.

بیست و دوم ربیع الاول :
-غزوه بنى نضیر - سال چهارم هجرى‏قمرى
-بیرون راندن یهودیان از مدینه و بخشیدن فدک به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط پیامبر اعظم

بیست و سوم ربیع الاول :
-تشریف فرمایی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به شهر قم 210 قمری .
-وفات آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی 1410 قمری.

بیست و چهارم ربیع الاول :
-وفات هنرمند خوشنویس علی بن هلال بغدادی مشهور به ابن بواب کاتب نفیس ترین قرآن موجود در کتابخانه چستربیتی ایرلند 413 قمری.

بیست و پنجم ربیع الاول :
-غزوه دومة الجندل - سال پنجم هجرى قمرى
-صلح امام حسن مجتبى علیه السلام- سال 41 هجرى قمرى
-وفات عالم بزرگ سید مرتضی علم الهدی 436 قمری.
-شهادت سعیدبن جبیر به دست حجاج

بیست و ششم ربیع الاول :
-صلح امام حسن علیه السلام با معاویه 41 قمری.

بیست و هفتم ربیع الاول :
-وفات آیت الله سید محسن حکیم 1390 قمری.

بیست و هشتم ربیع الاول :
-انقراض سلسله ساسانی 31 قمری .

بیست و نهم ربیع الاول :
-حرکت امیرالمومنین علی علیه السلام برای جنگ جمل 36 هجری.
-تاسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره 1366 قمری.
-وفات آیت الله حاج حسین شاهرودی 1410 قمری.


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

 
 

ابزار هدایت به بالای صفحه