سفارش تبلیغ
صبا
 
سه شنبه 91 شهریور 28 , ساعت 8:54 عصر

مجلس بزرگداشت سومین سالگردرحلت فقه مقدس آیت الله میرزا جواد تبریزی در روز پنج شنبه 23مهر 1388 مطابق با 26 شوال 1430 بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد .

مرحوم فقیه راحل میرزا جواد تبریزی(ره) در سال1305 ش مطابق با 1345 هـ . ق در شهر تبریز در محله منجم باشی، نزدیک مسجد عربلر چشم به جهان گشود. …
 
وی زندگی خود را در یک خانواده متوسط و متدیّن شروع کرد. پدر ایشـان به حاج  علی کُبار معروف بود، و در محـل زندگی و بازار ایشان را به عنوان یک شخـص متدین و متعهد می شناختند. اهل مسجد بود و یک حجره تجارت خشکبار در سرای حاج میرابو الحسن داشت، مادر مرحوم میرزا(ره) خانم فاطمه سلطان از بانوان بسیار متـدین ومؤمن بود. در  بین بانوان شخصیت این بانو به زهد وتقوی معروف بود، مرحوم میرزا (ره) از پـدر و مادری متدیّن و دارای ویژگی معنوی والایی به دنیا آمد،  معنویت این خانواده به قدری بود که در منزل خود یک نماز خانه دایر کرده بودند. از همان آغاز مرحوم میرزا(ره) در تحصیلات مدارس جدید بسیار موفق بود، همیشه از نمرات بالایی برخوردار می شد و مدیر و معلمین به خاطر استعداد سرشار و فوق العاده ایشان نوید آینده ای درخشان را می دادند. بعد از پایان دوره متوسطه، در سال دوم دبیرستان بود که مرحوم میرزا (ره) کم کم به خاطر جذابیت و معنویت حوزه علمیه و آشنائی با گروهی از طلاب فاضل، تصمیم به رها نمودن تحصیلات کلاسیک نمود. با توجه به اینکه خانواده مرحوم میرزا (ره) با ترک مدرسه موافق نبودند لذا ایشان دنبال بهانه ای می گشت تا بتواند دبیرستان را رها کرده و به دروس حوزه مشغول شود، بعد از مدتی مسئولین دبیرستان تصمیم می گیرند که درس موسیقی را جزء درسها قرار دهند، و با برگزاری اولین کلاس موسیقی مرحوم میرزا (ره) فرصت را مغتنم شمرده و با این بهانه که این خلاف شرع است دبیرستان را ترک می کند و حاضر نمی شود دیگر در آن مدرسه ادامه تحصیل دهد ، مدیر و معلمان با مراجعه به پدر مرحوم میرزا (ره) از او می خواهند که فرزند خود را از تصمیم خود منصرف نماید، زیرا او آینده ای درخشان  دارد. لکن مرحوم  میرزا (ره) مقاومت نموده، سرانجام با پناه بردن به مدرسه طالبیه تبریز و با جدّیت درس را شروع می کند، مدیر دبیرستان تصمیم می گیرد خود را به حجره مرحوم میرزا (ره) برساند و او را قانع به بازگشت به دبیرستان نماید، لذا با مقداری هدایا به حجره مرحوم میرزا (ره) می رود و از او می خواهد که به دبیرستان برگردد. لکن مرحوم میرزا (ره) می گوید: من با خدا عهد بسته ام که دروس حوزه را شروع کنم و این راه را انتخاب کرده و از تصمیم خود بر نمی گردم. من می خواهم راهی را بروم که نهایتش خدمت به دین و مذهب بر حق تشیع باشد. مرحوم میرزا(ره) در صدد بود ازهر راه ممکن رضایت پدر و مادر را جلب کند، زیرا که عدم رضایت آنها او را آزار می داد او با عشق و علاقه فراوان می خواست به دین خدمت کند و به خاطر مخالفت والدین آرامش نداشت، و همواره در فکر چاره جوئی بود، و این امر موجب شد که به استخاره پناه ببرد و با خدای خود عهد می بندد که اگر استخاره خوب آمد به درس حوزه ادامه دهد، و به تدریج رضایت والدین را جلب نماید، و اگر استخاره بد آمد آنچه که پدر و مادر به او امر کنند اطاعت نماید.

مرحوم میرزا (ره) شنیده بود که شیخ هدایت غروی (ره) از اشخاصی است که استخاره او مجرّب است و در میان مردم شهر تبریز مشهور بود که مضمون استخاره را شرح می دهد، به نزد مرحوم شیخ هدایت(ره) رفته و استخاره طلب می کند، شیخ هدایت(ره) به محض آنکه استخاره را می گیرد چهره اش برافروخته می شود، مرحوم میرزا (ره) می گوید: یک لحظه با نگاه به چهره شیخ، ترسیدم، ناگهان رو به من کرد و گفت: چکار می خواهی بکنی پسر، می خواهی نبی (پیامبر) بشوی و پا درجای انبیاء بگذاری، من جایگاه تو را در نزد ائمه(علیهم السلام) می بینم !!

(این قضیه استخاره را مرحوم میرزا(ره) تا آخر عمر به اعضاء خانواده خود نقل نکردند و به مناسبتی این قضیـه را به برادر خود حاج کریم رهبر سعادتی نقل کرده وقول گرفته بودند که در زمان حیاتشان فاش نشود).

بعد از آنکه استخاره را گرفتند، تصمیم می گیرند با جدّیت به درس حوزه ادامه دهند و از طرفی پدر و مادر خود را راضی کنند، که بعدها این رضایت حاصل شد، و پدر و مادر به داشتن چنین فرزندی افتخار می کرده و همیشه دعا گوی او بودند. ایشان در مدرسه طالبیه تبریز سکونت گزید و با مرحوم علامه شیخ محمد تقی جعفری(ره) هم حجره می گردد و با جدّیت شروع به درس خواندن می نماید تعهد به حضور در درس از آغاز مرحوم میرزا(ره) را در طالبیه تبریز شاخص کرده بود، و کم کم استعداد علمی او بروز می کند و توانست دروس سطح را در تبریز به پایان برساند، فاضل محترم آقای حاج میر علی اکبر فردوس (از تجار خیّر و متدیّن تبریز که از زمانی که فقیه مقدس، مرحوم میرزا(ره) در طالبیه تبریز مشغول به تحصیل بودند باهم آشنایى داشتند و در طول مرجعیت مرحوم میرزا (ره) ایشان وکیل و امین مرحوم میرزا (ره) در تبریز بودند،) در جمعى مى فرمودند: وقتى مرحوم میرزا (ره) در طالبیه تبریز حرکت مى کرد، به وضوح مشاهده مى شد که طلاب متوجه او مى شوند و با اشاره به یکدیگر مى گویند: این شخص بسیار فاضل است و در تحصیل بسیار موفق است. طلاب از وجود ایشان در هر فرصتى استفاده مى کردند و مقام علمى ایشان از همان جوانى که در طالبیه قدم مى زدند، به وضوح مشخص بود و اوقات خود را صرف درس و بحث مى کرد وعاشق کسب علم بود و طلاب سعی می کردند هنگامیکه میرزا(ره) در طالبیه در حال تردد بود از او استفاده کنند و در هر فرصت ممکن از علم سرشار او بهره ببرند.

طلاب در طالبیه تبریز روزها حلقه بحثی داشتند که افراد فاضل و معروف مدرسه می نشستند و طلاب گرد آنان حلقه زده و شروع به سؤال و جواب می کردند، مرحوم میرزا(ره) هم حلقه حثی داشت که از سایر حلقه های بحث شلوغتر بود و افراد دور بر ایشان را گرفته و شروع به بحث می کردند. تسلط و احاطه علمی مرحوم میرزا (ره) به قدری بود که طلاب به دور آن حلقه علمی با شوق و ذوق گرد می آمدند.

مرحوم میرزا (ره) برغم مشکلات مادی با جدیت درس می خواند ایشان نقل کردند: چیزی در حجره برای خوردن نداشتیم من و علامه جعفری(ره) مانده بودیم چه کنیم، بعد از ظهر جمعه تاجری به مدرسه آمد و به ما مبلغی داد جهت نماز وحشت، توانستیم با آن پول چند روزی را بگذرانیم، خداوند متعال به ما عنایت می کرد و هرگاه با مشکلی برخورد می کردیم تفضلی می فرمود و ایام را پشت سر می گذاشتیم و در هر حال شکر گزار بوده و با گرسنگی و ناداری آشنا شده بودیم، احساس وظیفه و ادای آن موجب می شد توکلمان بیشتر باشد و به آنچه که خدا مقدر کرده بود می ساختیم.

حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم رضائیان مى گوید: فقیه راحل مرحوم میرزا(ره) در طالبیه تبریز به فضل و علم معروف بود و افراد فراوان به ایشان علاقه داشتند و از ایشان استفاده مى کردند. و بعضى اوقات حلقه بحث در حیاط مدرسه طالبیه تبریز ایجاد مى شد و طلاّب با هم بحث مى کردند. یکى از حلقه هاى بحث، مربوط به فقیه راحل مرحوم میرزا جواد تبریزى(ره) بود که ایشان با مرحوم علامه شیخ محمد تقى جعفرى(ره) بحث مى کرد و این بحث چنان پربار بود که حدود پنجاه الى شصت طلبه دور مرحوم میرزا (ره) حلقه مى زدند، و از وجود ایشان استفاده مى کردند. واقعاً مرحوم میزرا (ره) زحمت کشیده بود و در دوران جوانى از هر نظر مى درخشید، و تمام اوقات خود را به مطالعه و درس مشغول بود، و از برکات آن زحمات خالصانه است که امروز حوزه علمیه قم داراى فضلایى است که افتخار حوزه مى باشند، وسکان دار سطوح عالی حوزه هستند، و آثار علمی ایشان که به قلم مبارک ایشان نگاشته شده است، افتخارى دیگر برای حوزه مى باشد، از این رو طلاب جوان باید از زندگى این فقیه راحل(ره) درس بگیرند، و جهت رسیدن به درجات بالا و کسب مقامات عالیه، ایشان را الگو قرار دهند.

تمام مراحل زندگی مرحوم میرزا (ره) درس است، و این مراحل چهار گانه که شامل تحصیل در تبریز، و تحصیل در قم، و دوران سکونت در حوزه نجف، و سپس بازگشت به قم مقدسه می باشد، هر لحظه اش راهکاری است به سوی رسیدن به مرتبه کمال و معرفت.

پس از چند سال تحصیل کم کم مرحوم میرزا (ره) احساس می کند که باید حوزه تبریز را ترک کرده و به حوزه علمیه قم منتقل شود تا مراتب علمی خود را آنجا کامل نماید. در سال 1364 هـ.ق در حالی که مرحوم میرزا (ره) 19 سال بیشتر نداشت. به قم منتقل می شوند و در درس آیت الله سید محمد حجت کوه کمری(ره) چهار سال اصول و فقه حاضر می شوند، و درس آیت الله رضی زنوزی تبریزی(ره) چهار سال، اصول و فقه حاضر می شوند و چهار سال، درس فقه در نزد مرحوم آیت الله خراسانی(ره) تلمذ می کند و در طول سکونت در قم که نه سال طول کشید در دروس فقه استاد الفقهاء و المجتهدین آیت الله بروجردی(ره) اصول و فقه حاضر می شود که عمده استفاده ایشان از سید بروجردی(ره) بوده است که مورد توجه ایشان قرار می گیرند، و به خاطر تسلط و استعداد علمی ایشان را جزء ممتحنین حوزه قرار می دهد. کرسی درس مرحوم میرزا (ره) در قم از رونق خاصی برخوردار بود. درس ایشان زبانزد طلاب بود و مسجد نو ـ روبروی شیخان ـ مملو از طلاب می شد، و به قول آیت الله شیخ یحیی انصاری شیرازی(حفظه الله)، درس مرحوم میرزا (ره) به قدری شیرین و با محتوا بود که هنوز حلاوت آن درس را احساس می کنم و آن گونه درس را بعدها نیافتیم.

حجت الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رضائیان می گوید: من هم از ایران به نجف رفتم و مدتى در حوزه نجف بودم. بعد یک سفر به ایران داشتم که به محضر مبارک شیخ آیت الله میرزا هاشم (ره) رسیدم و ایشان تا مرا دید، با شوق و ذوق خاصى از من سؤال کرد: از میرزا جواد (ره) چه خبر، ایشان چه کار مى کند؟ واقعاً میرزا جولان فکر داشت. مرحوم میرزا هاشم (ره) از هیچ کس سؤال نکرد، فقط جویاى حال میرزا(ره) شد، و این خود نشان مى داد که مرحوم میرزا(ره) کسی نبود که فراموش شود.

مرحوم میرزا(ره) می فرمودند: ما در حوزه قم بودیم و آوازه حوزه نجف را می شنیدیم. خیلی در حسرت نجف می سوختم، ولکن راهی برای هجرت به آن دیار نمی یافتم، همیشه در این فکر بودم که آیا می شود روزی ما هم موفق شویم حوزه نجف را درک کنیم و در جواز مرقد مطهر امیرالمؤمنین و أبا عبدالله الحسین(علیهما السلام) ادامه تحصیل دهم، و این آرزو موجب شده بود که توسل فراوان داشته باشم تا آنکه خداوند متعال حاجت من را برآورده کرد، و در یک جلسه علمی که داشتیم خدا عنایت کرد و اسباب مهیا شد و موفق به هجرت به نجف شدم.

خصوصیات آن جلسه به نقل از مرحوم میرزا(ره) اینگونه است، که ایشان فرمودند: بعضی تجار تبریزی، از تهران یا تبریز به قم می آمدند، و طلاب آذربایجانی را به میهمانی دعوت می کردند، یک روز حاج یعقوب اپکچی(ره) از تجّار متدّین تبریز ساکن در تهران به قم آمده بود و طلاب را دعوت کرد، من هم در آن جمع بودم، در آن جمع عده زیادی از علماء که بعضی از آنان از مراجع بودند، حضور داشتند، آن زمان من هم یک طلبه جوان بودم، در آن جلسه مسأله علمی مطرح شد که در اطراف این موضوع طلاب بحث کردند، که من وارد بحث شده و گفتم جواب مسئله این نیست که می گویید، بلکه جواب این است. نخسـت بعضی طلاب از اینکه من وارد بحث شدمخوششان نیامد، لکن کم کم بعضی از فضلاء جلسه حرف مرا تأیید کردند، و این موجب شد که میزبان توجه خاصی به من کند. خود را به من رساند و گفت اگر آقایان رفتند
شما بمان با تو کار دارم. بعد از رفتن کلیه افراد حاج یعقوب(ره) به نزد من آمد و گفت: ما شاء الله مسلط هستی. دوست دارم اگر حاجتی داری برایت برآورده کنم. مرحوم میرزا (ره) گفتند: ما که دنبال حوائج دنیا نمی گشتیم و فقط به درس و بحث مشغول بودیم، به او گفتم سالها است آرزو دارم حوزه نجف را ببینم و در آنجا تحصیل کنم، لکن امکانات و خرجی راه و استقرار در نجف را ندارم، مرحوم میرزا (ره) می گوید: این تاجر به من قول داد کارهایم را انجام دهد، و در مدت سه روز ضمـن تهیه گذرنامه تمام ما یحتاج راه را تهیه کرد. من به  عنایت اهل بیت (علیهم السلام) به نجف اشرف سفر کردم تا نجف بودم این تاجر متدین گاهی به من عنایت داشت، و حتی بعد از بازگشت از نجف مجبتهای فراوانی کرد، و هر چند وقت یک بار به دیدنم می آمد، خدا رحمتش کند خیلی خدمت کرد الان در قبرستان ابو حسین قم مدفون می باشد. خداوند به واسطه این تأجر خیر اندیش امور ما را مرتب و تأمین نمود.

این مرد نیکو کار بارها و بارها علی رغم مکنت و ثروت فراوانی که داشت می گفت بهترین لذت من آن است که شب جمعه زیر قبه امام حسین(علیه السلام) حاضر شوم. شبهای جمعه سعی می کرد خود را به کربلا رسانده و زیر قبه امام حسین(علیه السلام) عاشقانه اشک می ریخت. روحش شاد باد. و بعد از مهیا شدن امکانات، مرحوم میرزا(ره) به طرف مرز خسروی حرکت می کند و در آن مناطق به دلیل جاری شدن سیل دو روز مکث می کند و بعد از وارد شدن به عراق ابتداء به زیارت کاظمین(علیهما السلام) و سپس به زیارت کربلاء معلی و بعداز آنکه مرحوم میرزا(ره) به نجف اشرف می رسد بعد از زیارت مرقد مطهر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) در مدرسه خلیلی مهمان دوست دیرین خود مرحوم شهید آیت الله میرزا علی غروی(ره) می گردد، و بعد از چند روز یک حجره ای در مدرسه قوام السلطنه شیرازی که در پشت مسجد طوسی قرار داشت به دست می آورد، و مشغول تدریس مکاسب و کفایه در مسجد خضراء و مسجد عمران شدند و روز به روز بر وسعت حوزه درسشان افزوده می گردد، تاریخ دقیق هجرت مرحوم میرزا (ره) به نجف اشرف سال 1371 هـ . ق است. حجت الاسلام و المسلمین سید علی مرعشی در خصوص فضل مرحوم میرزا(ره) می گفتند: مرحوم میرزا(ره) از نجف به کربلاء با ماشین چوبی که آن زمان بود می رفتند و در ماشین جدّ ما آیت الله سید محمد مرعشی(ره) حضور داشت عده ای از طلاب هم بودند در بین راه بعضی عوام مسائلی را از طلاب می پرسند که سؤال و جواب رد و بدل می شود که مرحوم میرزا(ره) با اشکال به جواب بعضی مسائل، جواب صحیح را می دهد، سید علی مرعشی می گوید، مرحوم میرزا(ره) مورد توجه جدّ ما قرار می گیرد و آدرس حجره او را گرفته و بعداز چند روز به حجره مرحوم میرزا(ره) رفته و مبلغی را هدیه می کند من هم از کربلاء آمده بودم تعدادی عباء آورده بودم که یکی را همان آنجا به میرزا(ره) تقدیم کردیم، جدّ ما از تسلط مرحوم میرزا(ره) بسیار مسرور شده بود و لذا میرزا(ره) را مورد عنایت خود قرار داد.

یکى از ویژگیهایی مرحوم میرزا(ره) در نجف اشرف، که تمام فضلاى نجف آن را به کرات مشاهده کردند وبه آن شهادت مى دهند، توسل و ولاء مرحوم میرزا(ره) بود، که علاوه بر جدّیت در درس، و غرق در مسائل علمی، همواره توسل به درگاه اهل بیت(علیهم السلام) را از یاد نمی برد و در انجام این کار زبانزد بود، فاضل محترم حجت الاسلام والمسلمین محمد علی مظاهری می گوید: توفیق یافتم با تعدادی از دوستان در سال 1384ش به زیارت عتبات مقدسه نجف اشرف سفر نمایم و سعادت یاری کرد خدمت آیت الله سیستانی(دام ظله) رسیدم در آنجا ضمن رساندن سلام مخصوص مرحوم میرزا(ره) به ایشان، در خصوص شخصیت مرحوم میرزا(ره) صحبت شد، آیت الله سیستانی(حفظه الله) فرمودند: میرزای تبریزی از وقتی که نجف اشرف بود ولای عجیبی داشتند و محب سر سخت اهل بیت (علیهم السلام) بودند.

مرحوم میرزا (ره) هر روز به حرم مطهر مشرف مى شدند و در کنار ضریح امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و با اخلاص و تواضع مى ایستادند و با اشکى که در چشم ایشان حلقه مى زد، امام(علیه السلام) را زیارت  مى کردند، و بارها و بارها مشاهده شد که قبل یا بعد از درس، جهت موفقیت و مددجویى به کنار ضریح مبارک امام(علیه السلام) مى رفتند و با شوق و ذوق فراوان زمزمه مى کرد، و در هنگام زیارت، واقعاً از خود بى خود مى شدند، و شاید همان پیوند قوی بود که موجب شد بعد از رحلت ایشان به نقل از حجت الاسلام و المسلمین سید منیر خباز می گوید: یکی از سادات با معرفت مرا دید و این قضیه را نقل کرد که مرحوم میرزا (ره) را در خواب دیدم و گفت آقا خوشا به حالتان چه تشییع جنازه  باشکوهی شد، چه مراسم با  معنویتی برایتان برگزار گردید. آن سید می گوید: در عالم خواب به مرحوم میرزا(ره) گفتم شما این عظمت را مشاهده کردید؟ مرحوم میرزا(ره) فرمودند: از زمانی که روح از بدنم جدا شد در محضر مولی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) در حال گفتگو و درد دل بودم و متوجه مراسم نشدم و الآن از آن ملاقات فارغ شدم. ایشان بارها و بارها به طلاب ـ به خصوص طلاب جوان ـ مى فرمودند که از توسل به ائمه(علیهم السلام) غافل نباشید. که اگر آن ها بخواهند همه کارها درست خواهد شد، و شما نگران عدم توفیق نباشید، توسل کنید، آنان شما را کمک خواهند کرد، موفقیت مرحوم میرزا(ره)در گرو آن توسلات و شب زنده داریها بود که در دوران جوانى، آن هم در سن کم، نیمه شب وضو مى ساخت و با تمام تواضع و فروتنى راز و نیاز مى کرد. معروف است که خواب شب لذت بخش است لیکن مرحوم میرزا(ره) با ترک خواب نیمه شب عاشقانه در مقابل پروردگار زانو مى زد و نیمه شب راز و نیاز می کرد.

به اعتراف همگان مرحوم میرزا(ره) دارای روحیات و ویژگهای خاصی بود که هر طالبی را به خـود جلب می کند  و محبتشرا در دل او می افکند. علاقه واشتیاق به تحقیق وتدریس جدیت و تلاش بی وقفه در راه تحصیل و آموختن، یکی از ویژگیها و امتیازات ایشان است که همگان را به تعجب وا می دارد. این خصیصه از بدو تحصیل در ایشان مشهود بوده است. خانواده مرحوم میرزا نقل می کنند که  بارها در دوران تحصیل و تدریس ایشان، چه در نجف و چه هنگام مراجعت به قم شبانگاه به مطالعه پرداخته و قبل از اذان صبح کتاب و قلم را کنار گذاشته و به شب زنده داری می پرداختند.

هم معاصرین معظم له می گویند: همواره مرحوم میرزا(ره) در حال مطالعه بودند و هیچگاه در جلسات و مهمانیها شرکت نمی کردند، بلکه وقتشان چه در دوره قم یا در نجف اشرف منحصراً صرف امور علمی می گشت، خود ایشان گاهی می فرمودند: من چهل سال است که معنای تعطیلی را نفهمیده ام.

این مرجع عالیقدر با وجود کهولت سن نیز حاضرنبودند لحظه ای را هدر دهند و تمام ساعات عمرشان را وقف تلاش علمی می کردند، همانگونه که در نجف اشرف ازرفتن به هر گونه مجلس و برنامه ای خودداری می کردند و حتی بعد از درس روز چهارشنبه، گاهی تا شنبه ازمنزل خارج نمی شوند و مشغول نوشتن و تحقیق بودند.

نظم، تواضع و فروتنی شدید، بی توجهی به ظواهردنیوی، خضوع و خشوع در عبادت از دیگر خصوصیات اخلاقی برجسته مرحوم میرزا(ره) بود.

مرحوم میرزا(ره) هنگام ورود به نجف در درسهای گوناگونی حضور یافت، لیکن در نهایت پایبند درس مرحوم آیت الله العظمی خوئی(ره) گردید، و بتدریج از چهره های شاخص درس این استاد بزرگوار و عظیم الشأن گردیده و مورد توجه ویژه ایشان قرار گرفت، معروف است که در آغاز حاضر شدن مرحوم میرزا(ره) در درس آیت الله خوئی(ره)، سید(ره) از مرحوم آیت الله  محمد علی توحیدی(ره) سؤال می کند که این شخص کیست. شیخ توحیدی(ره) می گوید: این جواد است. اهل تبریز، سید خوئی(ره) می گوید: این شخص آینده بسیار درخشانی دارد و کم کم موجب می شود که سید خوئی(ره) ایشان را به شورای استفتاء خود دعوت کند، و در آن زمان در شورای استفتاء آیت الله خوئی(ره) آیات العظام، شیخ وحید خراسانی و سید علی سیستانی و سید محمد باقر صدر و شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ صدر بادکوبی و شیخ علی اصغر احمدی شاهرودی شرکت می کردند، مرحوم میرزا(ره) نه سال درس آیت الله خوئی(ره) شرکت کرده و بیش از بیست سال در شورای استفتاء ایشان حاضر می شدند. مرحوم میرزا(ره) را می توانی یکی از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آیت الله خوئی(ره) دانست که همیشه مورد عنایت و توجه خاص استاد بود، و دراغلب جلسات علمی خصوصی استادشان نیز شرکت می نمود، و دربحثها و درسها با طرح اشکالات و مطرح کردن بحثهای علمی بر هر چه پربار شدن محفل علمی می افزودند. مرحوم میرزا(ره) طرف مشورت آیت الله خوئی(ره) بود، و در مسافرتها مرحوم میرزا (ره) را همراه می بردند. حجت الاسلام والمسلمین ناصری می گوید: فضلاء مشهد از آیت الله خوئی(ره) سوالاتی داشتند که من هنگامی که از ایران به عراق باز می گشتم موظف شدم جوابها را تهیه و به آنها ابلاغ کنم روی این اساس خدمت آیت الله خوئی(ره) رسیدم و مسائل را مطرح کردم ایشان(ره) به من گفت آقای ناصری این سوالها را از میرزا جواد بپرس و هر چه بگوید مورد قبول من است و هر چه بی جواب ماند پیش من بیاور، شیخ ناصری می گوید خدمت مرحوم میرزا(ره) رسیدم و تمام مسائل را مطرح کردم ایشان بدون هیچ مکثی تمام جوابها را دادند و دیگر نیاز به رفتن بیش سید(ره) نشد واقعا مرحوم میرزا(ره) مسلط بود و هر سوالی را مطرح می کردم فورا جواب آن را می دادند.

استاد علاوه بر تدریس و تحقیق در حوزه علمیه نجف، از امر تبلیغ احکام و مسائل دینی مردم نیز غافل نبود، و در ایام تبلیغی و فرصتهای مناسب به نقاط نیازمند تبلیغ، مسافرت می کرد و به تبلیغ احکام الله می پرداخت، و از آنجا که گفتارشان با عمل آمیخته بوده است، این تلاشها اثر بسیار مطلوبی را به جای می گذاشت که می توان گفت ناشی از اخلاق و روش برخورد ایشان با مردم است، تکمیل پایگذاری تشیع در منطقه کرکوک عراق را می توان از مهم ترین موفقیتهای تبلیغی ایشان بحساب آورد به طوری که اکثر مردم آن مناطق بواسطه آشنایی با ایشان به مکتب غنی اهل بیت (علیهم السلام) روی آوردند و تاکنون پیرمردان آن منطقه ایشان را یاد دارند و بعضی از آنان با تحمل تمام مشقات سفر برای دیدار ایشان(ره) از عراق به قم می آمدند.

ساکین منظقه بشیر، تسعین و طوز خرماتو عراق همه علوی بودند و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، حجت الاسلام والمسلمین شیخ عبدالحسین بشیری(ره) (پدر خانواده مرحوم میرزا(ره)) را به آن مناطق ارسال می کند و عمده تردد او در منطقه بشیر بوده، شیخ عبدالحسین(ره) موفق می شود تحولی در منطقه ایجاد کند ومردم را به تشیع بکشاندکه مرحوم میرزا(ره) در ادامه تلاش شیخ بشیری (ره) تحولـی عظیم در منطقه ایجـاد می کند و تمام آن منطقه شیعه می گردند و تشیع در آن منـاطق مرهون تلاشهای حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبـد الحسین بشیری (ره) و فقیه راحل مرحوم میرزا (ره) است.

بعد از گذشت مدتی بعضی از شاگردان مرحوم میرزا (ره) که خود به درس خارج رسیده بودند، از ایشان می خواهند که به تدریس خارج پرداخته  تا بتوانند طلاب از وجود ایشان استفاده کامل نمایند، ایشان درس خارج را در مسجد عمران شروع می نماید، تدریسی که سالها ادامه یافت تا آن که ماموران رژیم بعث عراق درشب جمعه سال 1354ش با یورش به حوزه نجف اشرف فضلاء و طلاب را دستگیر کرده و از جمله مرحوم میرزا (ره) را در راه بازگشت از کربلاء به نجـف دستگیر و در زندان (خان النصف) که در میان راه کربلاء و نجف ـ قرار داشت زندانی می کنند، دستگیری فضلاء و طلاب نیم ساعت به غروب آفتاب شب جمعه شروع و مرحوم میرزا(ره) شب هنگام دستگیر می شود، رژیم بعث هر طلبه ای را در خیابان و معابر عمومی مشاهده می کرد او را دستگیر و روانه قرارگاههای ارتش می نمود.

مرحوم میرزا (ره) خاطرات فراوانی از آن شب خان النصف (منطقه الحیدریه فعلی) داشتند، می فرمودند: شب سرد بود و ما را دستگیر و به پاسگاه پلیس در خان النصف برده و آنجا زندانی کردند، ما را در حیاط پاسگاه رها نمودند، جوانها به دنبال جای گرم می گشتند و هر کس هر امکاناتی داشت در اختیار دیگران قرار می داد بعضی از آقایان با توجه به اینکه نزدیک غروب دستگیر شده بودند شام میل نکرده و گرسنه بودند، بعداز چند لحظه بعضی از طلاب جوان از جمله حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد اشرفی آمد و گفت آقا آن طرف حیاط اسطبل اسب وجود دارد و گرم است، با توجه به سرمای موجود چاره ای نبود، مرحوم میرزا(ره) می گوید: سردم شده بود و یکی ازآقایان به نام آقای محقق احساس کرد که می لرزم عبای خود را در آورد و در اختیار من قرار داد و گفت آقا به خودتان بپیچید، مرحوم میرزا (ره) چند نان (نوعی نان در کربلاء پخت می شد که مرغوب بود و بعضی آقایان با خود به نجف می آوردند) از کربلاء تهیه کرده بودند وقتی مشاهد کردند که بعضی آقایان گرسنه هستند نانها را به حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی ربانی دادند و فرمودند این را بین آقایان توزیع کن، بعداز چند لحظه مامورین بعث قدری خرما آورده و در وسط حیاط مقر شرطه ریختند، معلوم نبود که این خرمها را برای اسبها بود یا برای زندانیان، حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد اشرفی می گوید: با آنکه آقایان گرسنه بودند کسی جرئت نمی کرد جلو برود و از آن خرمها بردارد، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد علی و سید ابراهیم شیرازی (رحمة الله علیهما) دو فرزند آیت الله میرزا عبدالهادی شیرازی(ره) جلو رفتند و قدری ازخرمها را برداشتند و بین حاضرین تقسیم کردند که به هر کس دو خرما رسید، بعضی از آقایان در فکر فرار بودند و ماندن در آنجا را تحمل نمی کردند حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد تقی سخائی می گوید: حجت الاسلام مهدیزاده(ره) نزد من آمد و گفت نزدیک این راه پله کسی از مامورین نیست بیا از اینجا برویم بالای پشت بام و از پشت بام فاصله تا زمین کم است من با وضعیت موجود قبول نکردم، دیدم خودش با شتاب از پله ها بالا رفت و دیگر متوجه نشدم چه شد لکن بعداز نیم ساعت مشاهده کردم شیخ را بعثیها در حالی که عمامه اش را دور گردنش بسته اند می کشند و آنقدر این شیخ را زده بودند که قدرت حرکت نداشت، بعداز او سوال کردم چه شد دوباره تو را گرفتند گفت به خانه یکی از عربها پناه بردم پسرش به مامورین خبر داد، برخورد خشن و غیر انسانی رژیم بعث آنگونه بود که موجب اعتراض شهید آیت الله حاج شیخ احمد انصاری(ره) گردید آن مرحوم در مقابل استاندار کربلا از رفتار غیر انسانی آنان به شدت انتقاد نمود لکن آنان با آن قساوت قلبی که داشتند آنگونه برخورد می کردند که به نظرشان می رسید، و تنها چیزی که این جمع دستگیر شده را دل گرمی می داد، همان محبت و مودتی بود که بینشان وجود داشت، و بعداز دو روز مرحوم میرزا (ره) از زندان آزاد می گردد و به او یک هفته دولت بعث وقت می دهد که خاک عراق را ترک کند، روحیه مرحوم میرزا (ره) بعداز قضیه زندان خان النصف بسیار تغییر کرده بود، و برخورد تحقیر آمیز رژیم بعث سخت بر ایشان اثر گذاشت بود، لذا تصمیم گرفتند به هر نحو ممکن خاک عراق را ترک کند حجت الاسلام والمسلمین سید علی مرعشی به نقل از پدر بزرگوارشان آیت الله سید جعفر مرعشی(ره) می گوید: آیت الله خوئی(ره)، میرزا (ره) را به نهار دعوت می کند و می گوید: میرزا بمان شاید بتوان کاری کرد، لکن میرزا (ره) می گفت نه من تصمیم گرفته ام بروم و بر رفتن اصرار داشت، مرحوم میرزا(ره) می گفت من استخاره گرفته ام و استخاره بسیار خواب آمده.

از این رو میرزا(ره) در فاصله کوتاهی زندگی خود را جمع نموده و به سمت ایران حرکت کردند، و هنگامی که به مرز عراق رسیدند خبر لغو حکم تبعید ایشان رسید، لیکن میرزا (ره) قبول نکردند و به سمت خاک ایران حرکت کردند، از آنجا که مرحوم میرزا (ره) وزنه علمی در حوزه نجف حساب می شد و حـوزه نجف به وجود ایشان افتخار می کرد بعضی آقایان ازرفتن مرحوم میرزا(ره) گله مند شدند و از بزرگان خواستند که میرزا را منصرف کنند حجت الاسلام والمسلمین سید جواد گلپایگانی می گوید:  آیت الله خوئی(ره) شخصی را مامور می کند که به دنبال میرزا(ره) برود و او را قانع کند برگردد در نیمه راه به ایشان می رسد لکن میرزا(ره) به بازگشت راضی نمی شود. مرحوم میرزا(ره) درقم مستقر می شوند و کم کم خبر حضور مرحوم میرزا(ره) در قم منتشر می شود، و طلاب کم کم در اطراف مرحوم میرزا (ره) جمع شدند، حتی بعضی از شاگردان مرحوم میرزا (ره) از نجف به قم آمدند، مرحوم میرزا (ره) در آغاز درس خارج خود را در مسجد کوچکی که روبروی مسجد فاطمیه (گذرخان) بود شروع می کنند، لکن بعداز یک هفته به خاطر استقبال طلاب به مسجد عشقعلی منتقل می شود، و بعداز مدتی جای آن مسجد هم کفاف نمی کند به حسینه ارک منتقل می شود، و بعداز مدتی حسینه ارک هم پاسخگوی فضلائی که در درس فقه شرکت می کردند نمی باشد لذا درس فقه به مسجد اعظم منتقل می شود، تدریس ایشان از هنگام ورود به قم درسال 1355ش تا شوال سال 1427ق مطابق با آذر 1385ش ادامه یافت، مرحوم میرزا (ره) در سالهای حضور در قم مقید به درس بودند و کمتر درس خود را تعطیل می کردند و حتی ایشان وقتی روزها از درس فقه فارغ می شدند یک درس فقه دیگر در بیت داشتند که بعدها به خاطر کثرت استفتاءات به جلسه استفتاء تبدیل شد.

حجت الاسلام والمسلمین حسین شوپائی می گوید: از امتیازات علمی مرحوم میرزا (ره)، طریقه تدریس ایشان بود. بناى ایشان در درس بر این بود که به مطالب اصلى و اساسى بحث اهتمام داده شود; یعنى نکات مهم و کلیدى بحث عنوان شده و تعمیق لازم در آن صورت بگیرد و نکات فرعى و جانبى به فهم شاگرد و تلاش او سپرده شود. روى این حساب درس هاى استاد چه در فقه و چه در اصول دو جهت عمق و اختصار را جمع کرده بود. از یک طرف از تفصیل و اطناب خالى بود و از طرف دیگر عمیق بود; چون مطالب اصلى و کلیدى را به شاگرد تلقین مى کرد و با تسلّطى که حضرت ایشان در مباحث داشت، مطالب ارائه شده در درس از قوت و استحکام بالایى برخوردار بود. اساساً مرحوم میرزا(ره) معتقد بودند براى این که شاگرد در درس پرورش پیدا کند وقوه استنباط و اجتهاد او شکوفا شود، باید نقاط حساس و اساسى مطلب در درس طرح شود و ذهن شاگرد به مطالب اصلى معطوف شده و در حلّ آن ها به کار گرفته شود که اگر مطالب اصلى و مهم و کلیدى بحث حل شود، بقیه مطالب خود بخود روشن شده، مرحوم میرزا(ره) اقوال و اراء مختلف را متعرض می شد ولى سعى مى کردند به اختصار و اجمال از آن عبور کنند و بسط و تفصیل ندهند و تمام آراء و وجوه و انحاء متعدد آن طرح نشود، به جهت این که ذکر وجوه و اقوال متعدد با تفصیل و بسط کامل هر چند شاگرد را با این اقوال و مستندات آن آشنا مى کند و از نظر کمّى اطلاعات او را بیشتر مى کند، ولى القاء همه این ها در مقام تدریس باعث مى شود تا ذهن شاگرد با توجه به این اقوال به کار گرفته شده و خسته شود و از تحلیل و موشکافى کامل مطلب در نقاط حساس و اساسى باز بماند، در حالى که اگر با طرح بخشى از اقوال مهم و وجوه آن نقاط اساسى و کلیدى بحث به شاگرد نشان داده شود، و ذهن شاگرد در حل آن به کار گرفته مى شود، این کار باعث مى شود تا قوه استنباط او پرورش پیدا کرده و شکوفا گردد و بر حل مطلب قدرت پیدا کند. وقتى مطلب را خوب حل کرد و با دست یافتن بر کلید مسأله قدرت نقض و گشودن گره ها را پیدا می کند و خودش مى تواند بقیه اقوال و وجوه را بررسى کند و از عهده جواب مناسب براى آن برآید، و این خصوصیت ویژه اى بود که در درس مرحوم میرزا (ره)وجود داشت. از طرفى دیگر ارتباط مسائل فقهى با همدیگر و تأثیر ادلّه وارده در ابواب مختلف، در کشف حکم شرع در ابواب دیگر اقتضاء مى کند که فقیه در استنباط حکم هر باب از مدارک و منابع مربوط به ابواب دیگر نیز مطلع باشد، و این جز با احاطه بر کل فقه و زوایاى مختلف ابواب حاصل نمى گردد از این رو احاطه گسترده تر بر ابواب فقه در توانمندى و استحکام استنباط حکم در هر باب تأثیری بسزا دارد. از امتیازات مرحوم میرزا(ره) این بود که بر کل ابواب فقه احاطه داشت، و در بررسى مسائل و استنباط احکام از ادله و منابع وارده در ابواب دیگر غافل نبود، و در مواقع متعدد به این ارتباط اشاره مى فرمود، و شاگردان را از آن مطلع مى ساختند. در اصول نیز این جهت اهمیت دارد و ارتباط مسائل با همدیگر از نکات قابل توجه مى باشد. رعایت این جهت و نیز تطبیق مسائل اصول بر فروع فقهى و کاربردى کردن آن از امتیازات و ویژگى هاى درس اصول استاد(ره) بود، و شاگرد در این درس، جایگاه استفاده از این قواعد و تطبیق آن بر فروع را در قالب نمونه هاى متعدد، به صورت تمرین ارائه می داد.

منابع درسى مرحوم میرزا(ره) در ابواب عبادات نوعاً کتاب هایى مثل: مدارک، حدائق، جواهر، مصباح الفقیه، مستمسک ومستند (تقریرات درس مرحوم سید خوئى (ره)) را مورد توجه قرار مى دادند، و با توجه به کلمات این بزرگان، مطالب را مطرح نمود و بررسى و تحقیق مى کرد، البته به «تعلیقه» مرحوم بروجردى بر «عروة» نیز توجه خاص داشتند و در موارد متعدد به حواشى ایشان اشاره مى کردند. در غیر عبادات نیز بخشى از این کتاب مذکور ـ در صورت موجود بودن ـ استفاده مى شد  و بعضى دیگر را از منابع دیگر جایگزین مى کردند. مثلاً در بحث مکاسب محور کلام، بحث و مطالب مرحوم شیخ انصارى در مکاسب بود و به تناسب، حواشى اعلام بر مکاسب، مورد نقض و ابرام قرار مى گرفت. در اصول غیر از کفایة الأصول ]که محور تدریس بود; یعنى مطالب مطرح شده در اصول به ترتیب کفایه پیش مى رفت، ابتدا نظرات مرحوم آخوند(ره) به خوبى تبیین مى شد، و آنگاه گفتار دیگر بزرگان مطرح شده و مورد نقض و ابرام قرار مى گرفت[ نوعاً مطالب محقق نائینى (ره) و مرحوم آیت الله  خوئى(ره) و در بعضى از موارد، نظرات محقق عراقى(ره) و محقق اصفهانى(ره) نیز طرح ونقد مى شد، وهمچنین نظرات اعلام دیگر چنانچه بحث اقتضاء مى کرد، بررسى مى شد.

مرحوم میرزا (ره) در طرح مسائل در درس شیوه خاصى داشت، که بر اساس آن بین عمق و اختصار جمع بندى مى شد. به کارگیرى این شیوه در مقام تدریس و نیز داشتن روحیه تواضع، و میدان دادن به شاگرد جهت طرح اشکال و رفع ابهام، و برخورد پدرانه و با محبت در تفهیم مطالب به شاگردان، و اهتمام به مورد سؤال و جواب از امتیازات مرحوم میرزا(ره) بود، استاد(ره) اعتقاد داشتند که بسیارى از مطالب علمى در سایه همین سؤال و جواب و ردّ و بدل شدن مطالب براى شاگرد روشن مى شود، لذا تعیین وقت خاص جهت این امر ]که این مورد از ابتداى ورود مرحوم استاد(ره) به قم و شروع به تدریس، هر روز بعداز ساعت ده صبح تا ظهر به عنوان برنامه ثابت و مستمر در منزل ایشان انجام مى شد [قرار داده بودند، شیوه مرحوم میرزا(ره) خصوصیت ممتازى داشت که درس ایشان را جولانگاه تحقیق و تعمیق و پرورش محقق و مجتهد قرار داده بود، و در این بستر مناسب فضلا و محققین بسیارى پرورش یافته اند که با استفاده از این اندوخته ارزشمند و میراث گرانقدر، خود به تدریس علوم آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) اشتغال دارند، و طلاب بسیارى را از سرمایه علمى خود بهره مند مى کنند، و بدین سان چراغ پر فروغى که حضرت استاد(ره) برافروخت همچنان در حوزه هاى علمیه شیعه در سراسر کشور مخصوصاً در حوزه علمیه قم درخشش و نور افشانى دارد.

میرزا(ره) غیر از چهار سال آخر عمرشان که در بیماری بسر می بردند به تدریس منظم دروس اصول و فقه اشتغال داشتند، و در طول حضور مرحوم میرزا(ره) در قم حتی در ایام جنگ و بمباران مشاهده نشد که درس ایشان تعطیل شود.

حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسن کاتبى مى گوید: در طول بیست سال درسی که من اطلاع دارم مشاهد نشد که مرحوم  میرزا (ره) درس خود را تعطیل کند. صبـح و عصرها در درس میرزا شرکـت مى کردیم. یک روز درس بعد از ظهر مرحوم میرزا(ره) تشریف نیاوردند. به طلبه ها گفتم: آخرش یک روز درس تعطیل شد. طلبه ها آماده شده بودند که از محل درس خارج شوند که یک دفعه دیدم میرزا(ره) وارد مسجد شد و طلبه ها به هم گفتند: امروز هم که انتظار مى رفت درس تعطیل شود، میرزا(ره) آمد. سؤال شد: استاد چرا تأخیر کردید؟ فرمود: امروز ساعتم اشتباه بود; لذا نتوانستم سر وقت در سر جلسه حاضر شوم. به جز ایام بیمارى مرحوم میرزا(ره) هیچگاه مشاهده نشد درس ایشان تعطیل شود. با عشق همچون شمع مى سوختند تا طلابى مفید و فاضل تربیت نمایند، که بحمدلله در این کار موفق شدند و امروز شاگردان آن عالم فرزانه سکان دار سطوح عالى حوزه مى باشند.حجت الاسلام والمسلمین شیخ رضا انصاری می گوید: روزی خادم حسینیه ارک نیامد و دربهای حسینیه بسته ماند، از این رو بیشتر طلابی که در بیرون تجمع نموده بودند بتدریج وبا نا امید شدن از آمدن خادم و باز شدن درب حسینیه متفرق گردیدند، در این میان مرحوم میرزا(ره) از راه رسید و پس از آگاه شدن از بسته بودن درب به جای آن که اعلان تعطیلی درس را بنمایند، به باقیمانده شاگردان فرمودند امروز درس را در زیر زمین مدرسه (منتدی جبل عامل) که در نزدیکی حسینیه ارک قرارداشت می خوانیم، همگی در خدمت استاد(ره) به منتدی رفته و درس را همچون دیگر روزها بیان فرمودند.همچنین روزی دیگر در دروان جنگ در بین درس استاد در حسینیه ارک، آژیرهای خطر به صدا در آمد که نشان از حمله هوایی دشمن کافر بود، در این هنگام در میان ترس و وحشت، ناگاه صدای انفجار به گوش رسید بطوری که تمام حسینیه را لرزاند و خاک فراوانی از سقف بر روی طلاب فرو ریخت، پس از آرام شدن وضع بار دیگر مرحوم استاد(ره) پس از اطمینان از سلامت طلاب درس را طبق روال معمول ادامه دادند.  روحش شاد و راهش پر رهروا باد که واقعا ایشان با فداکاری که انجام دادندعلاوه بر تحول در سطح علمی حوزه مدافع راستین ولایت بودند و جای خالی ایشان بوضوح حس می شود، انا لله و انا الیه راجعون.«رَحْمَة اللّهِ عَلَیْه رَحْمَة واسِعَة وَحَشَرهُ اللّه مَعَ النَّبِّی الْمُصْطَفى وَآلِهِ الطّاهِرِین الاَْطْیَبِین صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِم اَجْمَعِین وَالْحَمْدُللّه رَبّ الْعالَمِین.»


نوشته شده توسط محمد مبین احسانی نیا |  

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

 
 

ابزار هدایت به بالای صفحه